دو داستان از چرچیل نخست وزیر اسبق انگلیس

وینستون چرچیل نه تنها شوخ بوده بلکه آدم بسیار حاضر جوابی هم بوده و البته چیزی هم که واضحه ین بوده که رابطه خوبی با خانم ها نداشته و خیلی مایل بوده توی ذوقشون بزنه . با هم داستان هاى زیر را مى خوانیم :
1- نانسى آستور اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سخت کوشى و جسارت هایش بدست آورده بود ؛ روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل ( نخست وزیر پر آوازه وقت انگلستان ) رو کرد و گفت : من اگر همسر شما بودم توى قهوه ‌تان زهر مى ‌ریختم .
چرچیل ( با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز ) : من هم اگـر شوهر شما بودم مى ‌خوردمش !

2- می گن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته … رد می شده … که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه … بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن … رقیبه می گه من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه … چرچیل در حالی که خودش رو کج می کرده … می گه ولی من این کار رو می کنم تا یه آدم احمق از کنار من رد بشه !