پرنده های پلیکان

داستان شماره ٣٧٠ : داستان ایثار پلیکان و جوجه های قدرناشناس

داستان تکراری ایثار مادر و فرزندان قدر ناشناس
thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

ما همه در پشت نقاب بزرگسالی خود، کودکی داریم نیازمند عاطفه، گذشت، عشق و هراسیده از تنهایی.

thin-seperator.png

آیا می دانید یکی از نمادهای مقدس در آیین مسیحیت پلیکان است؟ دلیل آن این است در صورت نبودن غذا، پلیکان نوک خود را به گوشتش فرو می برد و از آن جوجه های خود را تغدیه می نماید. ما اغلب قادر به درک نعمت هایی که داریم نیستیم.
داستانی وجود دارد که در آن پلیکانی در یک زمستان سخت از گوشت خود جوجه هایش را تغذیه کرد و هنگامی که عاقبت از شدت ضعف جان داد، یکی از جوجه هایش به دیگری گفت: بالاخره خلاص شدیم! از غذای تکراری، خسته شده بودم.
غذای تکراری! این عبارت برایتان آشنا نیست؟!

اگر این داستان را پسندید، با کلیک بر روی علامت دست، آن را لایک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پندآموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨٠۵ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : شنبه ۱۴۰۲/۰۷/۰۸
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان شاپور پادشاه ساسانی و شمشیر زیبای آهنگر
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی