آخرین داستان های سایت
30 داستان آخر سایت:
شماره داستان: ٩٧١
گاهی سلاممان هم از جنس نیاز است، سلام نه به فرد مقابل، بلکه سلام به خدماتی که می دهد
شماره داستان: ٩٧٠
داستانی معروف در باره فروشنده های کفش در یک جزیره که مثالی از مدیریت کارآفرینی و تمایز بین فرصت و مانع است
شماره داستان: ٩۶٩
داستانی جالب و پندآموز منتسب به مقدس اردبیلی، در باره تفسیر ریا در عبادت
شماره داستان: ٩۶٨
وقتی از هر نظریه ایی؛ که حتی برای ما کاربرد ندارد؛ استفاده کنیم و خرسند باشیم که در حال استفاده از نظریات جدید هستیم!
شماره داستان: ٩۶٧
پاسبان در بازار است؛ داستانی از بهلول که ضرب المثل شده، کنایه از اینکه خطاکاران در همین دنیا تقاص پس می دهند
شماره داستان: ٩۶۶
وقتی یک پسربچه واکسی، درس شجاعت و سخاوت و بخشش به یک آدم بزرگ می دهد
شماره داستان: ٩۶۵
داستانی از ریشه و شکل گیری یک ضرب المثل در زبان فارسی و یادگار دورانی نه چندان کهن از مردمان این سرزمین
شماره داستان: ٩۶۴
شماره داستان: ٩۶٣
شماره داستان: ٩۶٢
تمام تلاش خودتان را بکنید تا بر اثر سهل انگاری، اتفاقی پیش نیاید ولی اگر اتفاق افتاد، دیگر حرص و جوش زدن فایده ندارد
شماره داستان: ٩۶١
داستانی تاریخی است که نشان می دهد، خواجه نصیرالدین طوسی نیز همانند خیلی از دانشمندان در عصرها و دورانهای مختلف از گزند حسودان دور نبوده است
شماره داستان: ٩۶٠
داستانی از پیچ و خم های زندگی و تغییر خیابان، تمثیلی از تغییر مسیر برای رسیدن به موفقیت
شماره داستان: ٩۵٩
حکایت چوپان کچلی که عاشق دختر کدخدا شد، از افسانه های کهن ایرانی
شماره داستان: ٩۵٨
داستانی از عدم اعتماد به نفس با تمثیلی از یک کشاورز روستایی که با حرف مردم؛ در آگاهی خود شک می کند و دارایی خود را از دست می دهد
شماره داستان: ٩۵٧
ارزش عزت نفس انسان از هر لقمه نانی بالاتر و والاتر است. صد افسوس که برخی عزت نفس آدمی را به خاطر اندک مال دنیا، از دست می دهند
شماره داستان: ٩۵۶
داستانی از کرامات امام رضا(ع) به یک جوان کاشمری، که شاید کمتر شنیده باشید و رنگ و بوی عشق و عاشقی دارد
شماره داستان: ٩۵۵
داستانی در باره اخلاق نیکوی پیامبر اسلام(ص) و ذکر اینکه از میان صفات نیکوی بارز و درخشان پیامبر(ص)، قرآن اخلاق نیکوی حضرت را تاکید و متمایز می سازد
شماره داستان: ٩۵۴
داستانی از یک مرد مسیحی اهل بصره که بر اثر یک اتفاق، با زائران امام حسین(ع) همراه شده و وارد کربلا می شود
شماره داستان: ٩۵٣
بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی! همه میتونن پولدار بشن، اما همه نمیتونن بخشنده باشن
شماره داستان: ٩۵٢
قرار نیست دنیایمان را بزرگ کنیم که در آن گم شویم. در همان دنیایی که هستیم، می توان آدم بزرگى بود.
شماره داستان: ٩۵١
ما روزهای زندگی را تند تند ورق می زنیم و فکر می کنیم چیزی در آن طرف روزها پنهان شده، در حالی که زندگی طی کردن همین روزهاست
شماره داستان: ٩۵٠
گاهی خداوند، انسانی را در مسیر آدمی قرار می دهد که زندگی او را از ذلت و خواری به اوج می برد و به او اعتماد به نفس می دهد
شماره داستان: ٩۴٩
داستانی از تدبیر نادرشاه برای فتح یک قلعه یا شهری با برج و باروی مستحکم در لشکرکشی به هندوستان
شماره داستان: ٩۴٨
داستانی از ابوریحان بیرونی در مواجهه با دو فرد مختلف از افراد اجتماع و برخورد متفاوت او از دید شاگردانش با این دو فرد
شماره داستان: ٩۴٧
داستانی به نقل از سلطان محمود غزنوی که هر کسی، خائن باشد و قوم و ملت خودش را بفروشد، باید سرش از تنش جدا شود
شماره داستان: ٩۴۶
داستانی از توجه مردمان قدیم به حکمتهای آفرینش و تاکید به حکیم بودن پروردگار با تمثیلی از ملانصرالدین
شماره داستان: ٩۴۵
افسانه چهار برادر ماهر: برادر دزد، برادر منجم، برادر شکارچی و برادر خیاط از افسانههای فولکلور آلمانی
شماره داستان: ٩۴۴
یکی از بزرگترین نعمت های خدا به بشر، جادوی کلام است. آداب و معاشرت با کلمات زیبا همراه با تفاهم، صبر و گذشت در مقابل دیگران
شماره داستان: ٩۴٣
داستانی از افسانه های مردم عرب خوزستان و تمثیلی از نقش دعا در دمیدن روحی در کالبد یک مجسمه
شماره داستان: ٩۴٢
دو داستان از ماجراهای ملانصرالدین در باره نگفتن ان شاء الله که باعث شد در هر دو مورد به نتیجه نرسد
سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه
هم اکنون
٩٧١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان سفر حج عبدالجبار و مرغ مردار زن علویجستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی
عناوین آخرین داستانها
عمو نفتی و سلام با بوی نفت (بوی نیاز) داستان دو فروشنده کفش و تشخیص بین فرصت یا مانع و اصطلاح غلط تبدیل تهدید به فرصت مقدس اردبیلی و تلنگر حمامی به او آبگوشت چرم، استفاده از نظریه های دیگران محتسب در بازار است، داستانی از بهلول داستان پسر واکسی، کسی که سخاوت و بزرگواری را به من آموخت داستان و ریشه ضرب المثل پنبه کسی را زدن و پهلوان پنبه قایق تان را به کدام ساحل بسته اید؟ خط خطی کردن نقاشی زیبا شاگرد کفاشی که چرم را به آب داد
چند داستان تصادفی به انتخاب سامانه
برچسب ها و گروه بندی داستانها
داستانهای اجتماعی و درس های زندگی داستانهای مذهبی داستانهای تاریخی و کهن داستانهای ضرب المثل ها (زبانزدها) داستانهای طنز داستانهای حکیمانه داستانهای عاشقانه و قصه عشق خاطره ها و دل نوشته ها داستانهایی از درس های مدیریتی افسانه ها و قصه های اساطیری و حماسی قصه های کودکانه داستانهای علمی تخیلی سایر داستانها