عکس یک شاگرد مغازه کفاشی که در کنار رودخانه، در حال شستن چرم است. در تصویر در کنار او در ساحل رودخانه، تعدادی ورق های رنگارنگ چرم های گاوی، روی هم انباشته شده است

داستان شماره ٩۶٢ : شاگرد کفاشی که چرم را به آب داد

تمام تلاش خودتان را بکنید تا بر اثر سهل انگاری، اتفاقی پیش نیاید ولی اگر اتفاق افتاد، دیگر حرص و جوش زدن فایده ندارد

در روزگاران قدیم یه شاگرد کفاشی بود که هر روز می رفت لب رودخونه، چرم ها رو می شست.
برای دوختن و درست کردن کفش، باید چرم ها قبلش، کامل شسته و تمیز بشه. اوستاش هر روز قبل رفتن، بهش سیلی میزد، می گفت اینو میزنم تا چرم رو آب نبره!
یه روز شاگرد داشت چرمها رو می شُست که چرم رو آب برد. با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو، الان بفهمه، قطعا زنده نمیذاره!
با ترس و لرز رفت و هر جوری بود به اوستاش گفت جریان رو، ولی اوستاش گفت باشه، عیب نداره!
شاگرد با تعجب پرسید: نمی زنی؟!

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

اگه نمی تونی کارهای بزرگ انجام بدی، کارهای کوچک رو به شیوه ای عالی انجام بده

thin-seperator.png

اوستاش گفت: من میزدم که چرم رو آب نبره! الان که آب برده، دیگه فایده ای نداره.

زندگیم همینه، تمام تلاش تون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد، دیگه فایده نداره، حرص نخورید.
-------------
پی نوشت:
چرم را آب بردن، تمثیلی از بی دقتی و بی توجهی یا سهل انگاری انسان است. وقتی بلایی بر انسان می رسد که به دلیل بی توجهی و بی دقتی است که فرد مرتکب شده؛ اگر در همان حال دست به دعا و استغفار بردارد و تصمیم به اصلاح خود داشته باشد؛ خداوند مهربان نیز او را می بخشد. چه بسا افرادی که خود، در بروز بلا و گرفتاری نقش داشتند و با تضرع به درگاه ربوبی او نجات یافتند.
انسان با مبتلا شدن به بلا و گرفتاری، حالاتی را از خود بروز می دهد، او یا به جزع و فزع و ناشکری می پردازد و یا این که صبر و بردباری پیشه می کند و بروز این بلاها را از سوی خداوند، حکیمانه می داند که سبب رشد و تعالی او می گردد.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٧١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
سنگریزه سفید یا سیاه و ازدواج پیرمرد طمع کار با دختر مقروض
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی