عکس یک مرد سفید پوست با کت و شلوار و کراوات در یک جزیره سیاهپوستان. در تصویر مرد سفید پوست در حالت ایستاده، کفش شیک چرمی مشکی پوشیده است و چند مرد سیاه پوست در کنار او بدون کفش ایستاده اند

داستان شماره ٩٧٠ : داستان دو فروشنده کفش و تشخیص بین فرصت یا مانع و اصطلاح غلط تبدیل تهدید به فرصت

داستانی معروف در باره فروشنده های کفش در یک جزیره که مثالی از مدیریت کارآفرینی و تمایز بین فرصت و مانع است

فرصت عبارت است از منفعت بالقوه یا منفعت نهفته. فرصت پدیده ایی است که کاملا به شرایط محیطی وابسته است. انسانها دو الگوی ذهنی فرصت و تهدید را همواره با خود دارند. [اهمیت الگو] و اینکه یک موقعیت مشخص را به عنوان فرصت یا تهدید تشخیص دهند؛ بستگی به سرعت فعال شدن هر یک از این دو الگوی ذهنی و دیدگاه آنها دارد. مثالی که برای تشخیص فرصت معمولا بیان می شود مربوط به دو فروشنده کفش در یک محیط مشخص است:

داستان دو فروشنده کفش
دو فروشنده کفش برای فروش کفش های فروشگاهشان به جزیره ایی اعزام شدند. فروشنده اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ کس کفش نمی پوشد! فورا تلگرافی به دفتر فروشگاه در شیکاگو فرستاد و گفت: فردا برمی گردم. اینجا هیچ کس کفش نمی پوشد.
فروشنده دوم هم از دیدن همان واقعیت، حیرت کرد و فورا این تلگراف را به دفتر فروشگاه خود فرستاد: لطفا 1000 جفت کفش بفرستید. اینجا همه کفش لازم دارند.
در واقع تفاوت رفتار این دو فروشنده و تشخیص بین فرصت یا مانع، ناشی از الگوهای ذهنی آن دو بود.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

خوشبختی مانند پروانه ای است. اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست.

thin-seperator.png

در سطح جامعه هر نیاز، خواسته، تقاضای برآورده نشده، کمبود، مشکل، مسأله، وضعیت نامطلوب و نظایر اینها، مصداق بارز فرصت است تا از دل آنها سود و منفعت (ارزش) استخراج گردد. استفاده خلاقانه از فرصت ها برای تبدیل به محصول (کالا یا خدمات) کارآفرینی محسوب می شود. فرصت ها همیشه وجود دارند، ولی فقط کسانی آنها را می ببینند و استفاده می کنند که مهارت های مربوطه را کسب کرده باشند و نسبت به محیط خود حساس باشند نه بی تفاوت (حساسیت و هوشیاری کارآفرینانه).

در اینجا لازم است در باره اصطلاح نادرست «تبدیل تهدید به فرصت» هم توضیح داده شود که اگر این اصطلاح را ناشی از ناآشنایی با استراتژی ندانیم، در خوش بینانه ترین حالت باید بپذیریم این اصطلاح، دستاویز سیاستمداران شکست خورده و مدیران ناتوانی است که نتوانسته اند کشتی کسب و کار خود را در اقیانوس سختی ها و ابهام ها به درستی هدایت کنند.
تبدیل تهدید به فرصت، در واقع جمع نقیضی است که مثلا کسی بگوید من عرضه را به تقاضا تبدیل کردم! یا من انقباض را به انبساط تبدیل کردم! یا من ضرر را به سود تبدیل کردم! بدیهی است که هیچ آدم با سوادی چنین تعبیراتی به کارنمی برد! همانطوریکه هیچ گاه عرضه به تقاضا تبدیل نمی شود یا ضرر به سود تبدیل نمی شود، تهدید هم به فرصت تبدیل نمی شود!

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٧٠ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۳
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان درویش و گدا و جا ماندن کاسه گدایی
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی