عکس مردی راننده که با لبخند سوار ماشین شده و به بیرون و دوربین دست تکان می دهد. در تصویر مرد در حال رانندگی است و دورگه سیاه پوست که در حال خنده و خندیدن است

داستان شماره ٨٨۶ : داستان جاده فردریک

حکایتی جالب و پندآموز از جوانی که سالها در کنار جاده، به راهنمایی مردم مشغول بود

در رم جوانی بود که عصرها تا شب، ساعتی در محلی، کنار جاده می نشست و بعد از حدود یک ساعت به خانه بر می گشت. از کار او همه تعجب می کردند که چرا به آن محل می رود؟! برخی گمان می کردند دیوانه است. برخی گمان می کردند از صدای ماشین ها و دیدن ماشین های لوکس لذت می برد.
اما واقعیت چیز دیگری بود. آن جوان فردریک نام داشت که در یک کارگاه شیرینی پزی و شیرینی فروشی کار می کرد. او همیشه فکر می کرد که چطور می تواند به مردم خیر برساند و یک کار خیر و نیکوکاری انجام دهد؟ اما او نه پول این کار را داشت و نه فرصت و زمان کافی. اصولا شغل او اجازه نمی داد وقت زیادی برای انجام دادن کار خیر صرف کند.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

از کنار مقبره ای می گذشتم که روی آن نوشته شده بود: اینجا آرامگاه مردی راستگو و سیاستمداری بزرگ است!
این اولین باری بود که می دیدم دو نفر را در یک قبر دفن کرده اند! [چرچیل]

thin-seperator.png

بنابراین او تصمصم گرفته بود که مردم را راهنمایی کند و کسانی که از او نشانی و مسیر جایی را می خواستند، به آنها نشان دهد. فردریک به مدت حدود 10 سال در ساعتی از عصر تا شب که آن جاده شلوغ می شد، در کنار جاده می نشست تا مسافرانی که می خواستند از رم خارج شوند و دنبال آدرس بودند، آنها را راهنمایی کند و آدرس نشان دهد تا کار نیکی کرده و سهمی از عمل صالح با خود از دنیا ببرد.
آری، برای کار خیر کردن حتما نیاز به داشتن ثروت نیست. البته فردریک از برخی توریست های پولدار به خاطر دادن آدرس، هدیه می گرفت. او این هدیه ها را جمع آوری کرده و در همسایگی خود به پیرزن بینوا و مستمندی می بخشید.
و شاید بعد از حدود 10 سال بود که مردم به مرور نیت فردریک را از این کار فهمیدند و البته به پاس و یاد این خیرات، نام آن جاده را به نام فردریک تغییر دادند.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨٩٣ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : جمعه ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان بازی الک دولک و ممنوع شدن آن
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی