عکس نقاشی کارتونی از مسابقه دو تیم قایقرانی که در یک تیم تعداد زیادی پارو زن و یک مدیر موجود دارد ولی در تصویر بعدی یک پاروزن و چندین مدیر وجود دارد مربوط به داستان مدیریت شکست

داستان شماره ٩٢۴ : داستان مسابقه قایقرانی و مدیریت شکست

داستانی از مدیریت شکست که با درک اشتباه موضوع و عدم برخورد واقع بینانه، نتیجه گیری معکوس به همراه دارد

روزی روزگاری در یک سرزمین دور دست دو باشگاه ورزشی رقیب وجود داشتند به نام های باشگاه ستاره ها (ستارگان) و باشگاه رنجرها. معمولا در مسابقات ورزشی همیشه تیم های یکی از این دو باشگاه، قهرمان سرزمینشان، می شدند. اما در ورزش قایقرانی مشکل وجود داشت و باشگاه ستاره ها نمی توانست برنده شود و روز به روز، فاصله اش از تیم باشگاه رقیب، بیشتر می شد. مدیران باشگاه ستاره ها پس از بررسی های فراوان، به این نتیجه می رسند که باید مسابقات تمرینی زیادی با باشگاه رقیب به عمل آورند تا بتوانند قدرت تیم خود را بالا ببرند.
مدیران هر دو باشگاه توافق می کنند که تیم های قایقرانی آنها در هر فصل یعنی هر سه ماه، یک مسابقه برگزار کنند. هر تیم شامل 8 نفر بود. در روزهای قبل از اولین مسابقه، هر دو تیم خیلی زیاد تلاش می کردند که برای مسابقه به بیشترین آمادگی برسند. سرانجام روز مسابقه فرا می رسد و رقابت آغاز می شود . هر دو تیم شانه به شانه هم به پیش می رفتند و درحالی که قایق ها خیلی نزدیک به هم بودند، تیم قایقرانی رنجرها با یک مایل اختلاف(!) زودتر از خط پایان می گذرد و برنده مسابقه می شود.
بازیکنان تیم قایقرانی ستاره ها از این شکست، حسابی ناراحت می شوند و با حالتی افسرده از مسابقه بر می گردند. مسئولان تیم قایقرانی ستاره ها تصمیم می گیرند کاری کنند که در رقابت فصل آینده حتما پیروز بشوند؛ برای همین یک تیم آنالیزور استخدام می کنند برای بررسی علل شکست و پیشنهاد دادن راهکارها و روشهای جدید برای پیروزی بر رقیب.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

دو اشتباه بسیار بزرگ یکی این است که قبل از موعد اقدام به عمل کنیم و دیگری این است که فرصت مناسب را از دست بدهیم.

thin-seperator.png

بعد از تحقیقات گسترده، تیم تحقیق متوجه این نکته مهم شدند که در تیم رنجرها، 7 نفر پارو زن بوده اند و یک نفر کاپیتان. و البته در تیم ستاره ها 7 نفر کاپیتان بوده اند و یک نفر پارو زن! این نتایج، مدیریت تیم را به فکر فرو برد؛ مدیران تیم تصمیم گرفتند که مشاورانی را استخدام کنند که یک ساختار جدیدی را بری تیم طراحی کنند. بعد از چندین هفته بررسی، مشاوران به این نتیجه رسیدند که تیم ستاره ها به این دلیل که کاپیتان های خیلی زیاد و پاروزن های خیلی کمی داشته شکست خورده، در پایان بررسی ها مشاوران یک پیشنهاد مشخص داشتند: ساختار تیم ستاره ها باید تغییر کند!
از آن روز به بعد با ارائه راهکار مشاورین، تیم ستاره ها چنین ترکیبی پیدا کرد: 4 نفر به عنوان کاپیتان، 2 نفر یه عنوان مدیر، 1 نفر به عنوان مدیر ارشد و 1 نفر به عنوان پاروزن(!) علاوه بر این، مشاورین پیشنهاد کردند برای بهبود کارکرد پاروزن، حتما باید پاروزنی با صلاحیت و توانایی بهتر در تیم به کار گرفته شود!
و در مسابقه فصل بعد، تیم رنجرها با دو مایل(!) اختلاف پیروز می شود! بعد از شکست در دومین مسابقه، مدیران تیم که خیلی ناراحت بودند در اولین گام خیلی سریع پاروزن را از تیم اخراج می کنند، زیرا به این نتیجه رسیدند که پاروزن کاریی لازم را در تیم نداشته است. اما در مقابل از مدیر ارشد و 2 نفر مدیر تیم خود قدردانی می کنند و جوایزی را به آنها می دهند، برای اینکه اعتقاد داشتند که آنها انگیزه خیلی خوبی را در تیم ایجاد کرده و در مرحله آماده سازی زحمات زیادی کشیده اند.
مدیران تیم ستاره ها در پایان به این نتیجه رسیدند که تیم آنالیزور که به خوبی به بررسی دلیل شکست پرداخته بودند، تیم مشاوران هم که استراتژی و ساختار خیلی خوبی برای تیم طراحی کرده بودند و مدیران تیم هم که به خوبی انگیزه لازم را در تیم ایجاد کرده بودند، پس حتما یکی از دلیل این شکست ها، ناکارآمدی ابزار و وسایل استفاده شده، بوده است و بنابراین برای بهبود کار و گرفتن نتیجه بهتر در مسابقه فصل آینده باید وسایل استفاده شده در مسابقه را تغییر دهند، در نتیجه: تیم ستاره ها این روزها در حال طراحی یک «قایق» جدید است!

قبلا داستان مدیریتی مشابهی در سایت پندآموز آمده که در آن، قهرمان داستان، مورچه است. برای بررسی شکست، باید افکار و تحلیل های واقع بینانه از شکست ارائه شود و مسئولیت همه دست اندرکاران باید در شکست پذیرفته شود. شکست می تواند معلم بزرگی باشد؛ به شرطی که از شکست درس بگیرید و رویه خود را اصلاح کنید.
------------
پی نوشت:
دو تیم ورزشی که در این داستان به نام تیم های قایقرانی باشگاه های ورزشی ستاره ها و رنجرها آمده در سایتها و شبکه های اجتماعی انگلیسی زبان؛ تیم های آمریکایی و ژاپنی ذکر می شوند و بیشتر به عنوان یک جوک و طنز و شاید جهت مقایسه مدیریت ژاپنی با مدیریت آمریکایی به کار می رود. اما متاسفانه برخی از شیفتگان غرب و افراد غرب زده، که داستان را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده اند، به جای تیم آمریکایی، نام تیم ایرانی را جایگزین کرده اند!

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٢٨ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
مراقب مخفی، همسر نابینا و عشق
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی