پیرمردی فقیر دارای چهار پسر بود. روزی از آن ها خواست که هر یک از ایشان برای آموختن یک حرفه به راهی جداگانه بروند و در بازگشت، مهارت خود را نشان دهند. برادر اول شاگرد دزدی شد، دومی منجم، سومی شکارچی و چهارمی خیاط.
چهار سال بعد، هر یک از پسران به خانه برگشتند و پدرشان تصمیم گرفت توانایی آن ها را بسنجد. او از پسر دوم پرسید در لانه ای که بر فراز درختی است، چند تخم پرنده وجود دارد. منجم با تلسکوپ نگاه کرد و گفت پنج عدد. سپس، پسر اول بدون آن که پرندهٔ مادر متوجه شود، تخم ها را دزدید. خیاط، تخم ها و جوجه های درونشان را دوخت و وقتی تخم ها به لانه بازگردانده شدند، شکارچی با یک تیر، پنج تخم را نشانه گرفت و شکست. جوجه ها بدون هیچ مشکلی بیرون آمدند، تنها نشانی از نخ قرمز بر گردن داشتند.
چندی بعد، دختر پادشاه به دست اژدهایی ربوده شد. پادشاه، پاداش آزاد کردن دخترش را ازدواج با او قرار داد. چهار برادر تصمیم گرفتند او را نجات دهند. منجم با تلسکوپ، مکان شاهزاده خانم را یافت و درخواست کشتی کردند تا به آنجا برسند. اژدها کنار شاهزاده خانم خوابیده بود. دزد با مهارتی ویژه، دختر را بدون بیدار کردن اژدها دزدید.

در بین تمامی مردم، تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده، زیرا همه فکر می کنند به اندازه کافی عاقلند.
اما اژدها بیدار شد و تعقیب شان کرد. این بار شکارچی اژدها را کشت ولی لاشهٔ سنگین اژدها بر کشتی افتاد و آن را شکست. خیاط بلافاصله کشتی را با نخ و سوزن دوخت و همگی نجات یافتند.
پادشاه که شاهد نقش حیاتی هر چهار برادر در نجات دخترش بود، نتوانست یکی را به عنوان داماد برگزیند. در نتیجه، پادشاه، پاداش آن ها را این گونه تعیین کرد: هر کدام، یک چهارم پادشاهی را دریافت کنند. برادران نیز با این تصمیم موافقت کردند!
داستان از کهن ترین ساختارهای افسانه ای بهره می برد که در آن چند برادر، هر یک مهارتی خاص دارند و با همکاری یکدیگر چالشی عظیم را حل می کنند. همچنین، مسئلهٔ تقسیم عادلانهٔ پاداش، نتیجه اخلاقی و اجتماعی در این افسانه است. در سایت پندآموز داستان ایرانی مشابهی وجود دارد که در میان داستانهای پیشنهادی می توانید آن را پیدا کنید.
مطالعات نشان می دهد که افسانهٔ چهار برادر ماهر از رایج ترین الگوهای افسانه ای در سطح جهان است. این افسانه در کشورهای اروپایی چون ایتالیا، فرانسه، روسیه، صربستان، چک و دانمارک، و همچنین در مناطق شرقی از جمله هند و ایران دیده می شود. برخی منشأ اولیهٔ این داستان را در ادبیات کلاسیک هند دانسته است.
نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:
نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.
نظرات و دیدگاه های خوانندگان:
در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.