عکس نقاشی جالب از ملانصرالدین که در کوچه در حال راه رفتن است و لحافی بر سرش کشیده است. در تصویر خانه های کاهگلی و خشتی و درهای چوبی در کوچه دیده می شوند

داستان شماره ٩۴٠ : داستان ضرب المثل دعوا سر لحاف ملانصرالدین است

داستان ضرب المثل معروف که می گویند دعوا سر لحاف ملانصرالدین است. یعنی هدف از دعوا چیزی دیگری است

ضرب المثلی در زبان فارسی رواج دارد که می گویند دعوا سر لحاف ملانصرالدین بود. داستانش از این قرار است که در یک شب زمستانی سرد، ملانصرالدین در خانه در حال استراحت بود که یکباره صدای غوغا و دعوا از کوچه بلند شد.
زن ملانصرالدین به او گفت که بیرون برود و ببیند که چه خبر است؟
ملا گفت: به ما چه؟!
زنش گفت: یعنی چه که به ما چه؟ پس همسایگی به چه درد می خورد؟
سر و صدای بیرون ادامه پیدا کرد و ملانصرالدین که می دانست بگو مگو کردن با زنش فایده ای ندارد، با بی میلی لحاف را روی خودش انداخت تا از گزند سرما در امان باشد و به کوچه رفت.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

با دیگران آن گونه رفتار کن که می خواهی با تو رفتار شود.

thin-seperator.png

گویا یک دزدی به خانه یکی از همسایه ها رفته بود ولی صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود که چیزی بردارد. دزد در یک گوشه ایی در کوچه قایم شده بود، تا از فرصت استفاده کرده و فرار کند. همین که دید کم کم همسایه ها به خانه شان برگشتند و کوچه خلوت شد، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پیش خود فکر کرد که از هیچی بهتر است.
به طرف ملا دوید، لحافش را از سر ملا نصرالدین کشید و به سرعت دوید و در کوچه پس کوچه های تنگ آن موقع، در تاریکی شب گم شد.
ملانصرالدین هم کمی دنبالش دوید ولی به او نرسید و دزد رفته بود.
وقتی ملا به خانه برگشت، زنش از او پرسید: چه خبر بود؟
ملا جواب داد: هیچی... دعوا سر لحاف من بود! و زنش متوجه شد که لحافی که ملا رویش انداخته بود دیگر نیست!
این ضرب المثل را هنگامی استفاده می شود که فردی در دعوائی که به او مربوط نبوده، ضرر دیده یا در یک دعوای ساختگی مالی را از دست داده است.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٧١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان ضرب المثل از این ستون به آن ستون فرج است
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی