عکس نقاشی دیجیتال از یک معلم و یک وکیل کیف به دست که بالای سر چاه ایستاده اند. در تصویر چرخ دستی چاه آب که بر روی چاه سوار شده دیده می شود و روی آن طناب بسته شده. در پشت سر آنها خانه قدیمی و درخت دیده می شود

داستان شماره ٩١۶ : داستان معلم، وکیل و چاه

داستان پندآموز و طنز از یک معلم باهوش که معامله ایی با یک وکیل انجام داد

درس ناتمام معلم وکیل در چاه معامله

یک وکیل چاه خود را به یک معلم فروخت. دو روز بعد، وکیل برگشت و گفت:
آقا، من چاه را به شما فروختم، اما آب شاملش نبود! اگر می خواهید از آب آن استفاده کنید، باید جداگانه پول بدهید.
معلم لبخندی زد، به آرامی تکیه داد و گفت:
جالب است که این را گفتید. من هم می خواستم بیایم شما را ببینم. از فردا، باید کرایه بدهید تا آب تان را در چاه من نگه دارید، یا هم می توانید آب چاه مرا رایگان بنوشید. انتخاب با خودتان است.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

خدا بنده اى را دوست دارد كه هر گاه كارى مى كند محكم و استوار انجام مى دهد

thin-seperator.png

وکیل ترسید و گفت:
نه، من فقط شوخی کردم!
معلم خندید و گفت:
به همین دلیل است که آدم های مثل شما بعد از درس خواندن پیش ما، وکیل می شوند.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٢٨ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
ساعت چنده ، آخرش به خواستگاری می رسد!
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی