عکس نقاشی کشیدن دندان در روستا در زمان های گذشته و قدیم و مردمی که دور آنها جمع شده اند

داستان شماره ٢۶١ : تعبیر خواب پادشاه: افتادن همه دندان هایش در خواب

کلام برای ارتباط بین انسانهاست و هنر یک انسان نحوه بیان و استفاده از کلمات است تا بهترین تاثیر را بگذارد

پادشاهی خواب دید که همه دندان های او افتاده است. خوابگزار را فراخواند و تعبیر خواب را جویا شد.
خوابگزار گفت: پادشاه به سلامت باد، همه نزدیکان شما پیش از شما می میرند به گونه ای بعد از شما کسی نمی ماند.
پادشاه ناراحت شد و گفت: وقتی همه نزدیکان من بمیرند من با که باشم؟ این چه تعبیری است که می گویی؟

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

اگر همیشه حقیقت را بگویید، لازم نیست چیزی را به خاطر بسپارید.

thin-seperator.png

و دستور داد او را صد ضربه شلاق بزنند. سپس پادشاه دستور داد خواب گزار دیگری را نزد او بیاورند. خوابگزار دوم گفت: تعبیر خوابی که پادشاه دیده اند این است که عمر پادشاه درازتر از عمر همه نزدیکان خواهد بود.
پادشاه گفت: تعبیر همان است اما این بیان با آن بیان خیلی فرق می کند.
و دستور داد صد سکه به او بدهند!

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد
دعوت به عضویت در کانال تلگرام برای خواندن شعرهای زیبا و عاشقانه، در کانال تلگرام "ادبستان شعر عاشقانه" عضو شوید.
هر صبح، چند بیت شعر عاشقانه؛ همراه با عکس و تابلوهای نقاشی نفیس.

جهت مشاهده کانال روی لینک زیر کلیک کنید:

کانال تلگرام ادبستان شعر عاشقانه


یا در تلگرام آدرس زیر را جستجو نمایید:

@adabestan_shere_asheghaneh

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨۴١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان دوست فلج آنتونی رابینز در بیمارستان
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی