عکس نقاشی دیجیتال با هوش مصنوعی از یک پیرمرد که عصایی در دست دارد و زیر درختی روی تخته سنگ نشسته و ظاهرا چوپانی می کند و گله گوسفندان در حال چرا. در تصویر مرد جوانی به همراه پسر بچه ایستاده  به ستاره و آسمان اشاره می کند

داستان شماره ٣۵١ : داستان لقمان حکیم و برآورد مدت زمان رهگذر

داستان پندآموز از لقمان حکیم که نسنجیده سخن نباید گفت

روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود. مردی که از آنجا می گذشت از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟
لقمان گفت : راه برو.
آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟
لقمان گفت : راه برو.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

بدترین مردم کسی است که مردم از روی ترس، او را احترام کنند

thin-seperator.png

آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد. زمانی که چند قدمی راه رفته بود ، لقمان به بانگ بلند گفت: ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.
مرد گفت: چرا اول نگفتی؟
لقمان گفت : چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمی دانستم تند می روی یا کند. حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٢٨ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
جک ما موسس علی بابا: شاگرد متوسط بودن کافی است
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی