عکس تابلو نقاشی معروف از پیرمرد خسته نشسته روی سکوی سیمانی یا بتنی. در تصویر شاخه های درخت بالای سر پیر مرد است و او سرش را خم کرده و پایین را نگاه می کند و یا در حال چرت زدن و خواب است

داستان شماره ٣٠۵ : حکایت لبخند پیرمرد و سراشیب تند کوچه

داستانی پندآموز و کوتاه از گذر روزگار و عبور زمانه از کوچه های عمر

پیرمردی با لبخند باز کنار دیوار کوچه نشسته بود. انگار من نیامده به من لبخند زده بود!
کوچه ما سرازیری تندی دارد و پیرمردی هر روز در ابتدای کوچه، در انتهای سرازیری می نشیند.
با خود می گویم امروز از او می پرسم به چه می خندی؟!
باز تند از کوچه پایین آمدم اما انگار او رفته بود انگار سراشیبی را تمام کرده بود و باز انگاری لبخندی برای من جا گذاشته بود.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

به طور کلی صلاح در این است که آدمی شعورِ خویش را با نگفتن نشان دهد، نه با گفتن؛ زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی

thin-seperator.png

*****
کوچه ما هنوز سراشیبی تندی دارد اما من دیگر نمی توانم تند پایین بیایم، گاهی که نفسم می گیرد می نشینم و به بچه های که تند و تند پایین می آیند می خندم.
دیروز پسربچه ای از من پرسید بابا بزرگ چرا می خندی؟!

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٢٨ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان مرد صادق و مرد بازیگر
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی