فرد پولداری در بغداد مسجدی احداث کرد و بر سر درِ آن نام خود را نوشت. گاهی خدا کسی مثل بهلول را می فرستد تا نیت ها را رو کند. روزی که برای بررسی آن به مسجد آمده بود؛ بهلول سر رسید و پرسید: چه ساخته ای؟
پولدار بغدادی گفت: خانه خدا را بنا کرده ام.
بهلول به او گفت: دستور بده تا اسم مرا به جای اسم تو بر دیوار نقش کنند.
پولدار بغدادی غضبناک شد و گفت: من مسجد ساخته ام و بر آن، نام تو را بنویسم؟

این یکی از عادت های قدیمی و مسخره انسان است که وقتی راهش را گم می کند، سریع تر می دَود
بهلول گفت: پس چرا می گویی خانه خدا؟
- پس چه بگویم؟
- بگو خانه خودم! مگر شما نگفتید که مسجد را براى خدا ساخته ام؟ به فرض مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمى کند. بنایی که برای شهرت شخصی است، نام آن را خانه خدا گذاشتن؛ نادرست است، زیرا برای خدا نیست! اگر برای خدا ساختی، إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ خدا از درون دل ها آگاه است، نه از تابلوهای سرِ در مسجدها!
-------------
پی نوشت:
چه بسا کارهاى بزرگى که از نظر ما بزرگ است، ولى در نزد خدا پشیزى نمى ارزد! شاید وجود دارند بناهاى عظیم از معابد، مساجد، زیارتگاهها، بیمارستانها، جاده ها، پل ها، کاروانسراها و مدرسه ها که چنین سرنوشتى داشته باشند! حدا می داند که حسابش با خود اوست.
رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه عملی انجام دادی، خالصانه برای خدا انجام بده؛ چرا که فقط اعمالی پذیرفته می شود که خالصانه برای خدا انجام شده باشد.
نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:
نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.
نظرات و دیدگاه های خوانندگان:
در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.