عکس تابلو نقاشی از پیرمردی که در کنار قبری نشسته و انگشت دست خود را بر روی قبر گذاشته و فاتحه می خواند. در تصویر روی مزار دسته گلی قرار دارد و کبوتری سفید بر بالای سنگ قبر نشسته. آرامستان در دامنه تپه و کوه و ابرهای متراکم در آسمان

داستان شماره ۵٧٨ : بهلول و چوب زدن او بر قبرها

داستان پندآموز از بهلول که دنیا زودگذر است و مال دنیا برای انسان باقی نمی ماند

نقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود و بر قبرها مى زد. گفتند: چرا چنین مى کنى؟

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

آزمون نهایی دین، دینداری نیست بلکه عشق است.

thin-seperator.png

بهلول گفت: صاحب این قبر دروغگوست، چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت: باغ من ، خانه من ، مرکب من و... ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و اکنون هیچ یک از آنها، مال او نیست که اگر مال او بود حتما با خود برده بود.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد
دعوت به عضویت در کانال تلگرام برای خواندن شعرهای زیبا و عاشقانه، در کانال تلگرام "ادبستان شعر عاشقانه" عضو شوید.
هر صبح، چند بیت شعر عاشقانه؛ همراه با عکس و تابلوهای نقاشی نفیس.

جهت مشاهده کانال روی لینک زیر کلیک کنید:

کانال تلگرام ادبستان شعر عاشقانه


یا در تلگرام آدرس زیر را جستجو نمایید:

@adabestan_shere_asheghaneh

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨۴٠ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : شنبه ۱۴۰۳/۰۱/۲۵
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان خریدن کفش ملانصرالدین و پاپوش مناسب و راحت
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی