عکس نقاشی از دو ماهی بسیار زیبا با ترکیبی از رنگ طلایی و فسفری سبز. در تصویر دم های ماهی ها به صورت انواری نورانی و زیبا همانند پرهای طاووس نقاشی شده. در گوشه های تصویر شاخک هایی از عروس های دریایی نقاشی شده

داستان شماره ۶٢۶ : رمز بسم الله و بازگرداندن کیسه زر از دریا

داستان پندآموز در ارزش و اهمیت «بسم الله الرحمن الرحیم» گفتن برای انجام دادن هر کاری

گویند مردی بود نه چندان معتقد، اما زنی داشت مومن و متدین. این زن تمام کارهایش را با بسم الله آغاز می کرد. در شأن و منزلت بسم الله همین بس که به فرموده امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب سلام الله علیه، اسرار کلام خداوند در قرآن است و اسرار قرآن در سوره فاتحه و اسرار فاتحه در بسم الله الرحمن الرحیم نهفته است. هرچند زن تمام کارهایش را با بسم الله آغاز می کرد ولی شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند.
ناراحتی مرد از این عمل همسرش به جایی رسید که تصمیمی عجیب گرفت. روزی کیسه زری را به زن داد تا آن را به عنوان امانت نکه دارد. زن آن را گرفت و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم آن را در پارچه ای پیچید و با بسم الله آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد. ولی شوهرش که مخفیانه محل اختفای آن را دنبال می کرد، آن کیسه طلا را برداشت و از شدت عصبانیت، آن به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و بسم الله را بی ارزش جلوه دهد، شاید که زن دست از این عادت بردارد! وی بعد از این کار به مغازه خود رفت.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

می دونی کی تو دریا غرق میشه؟ اونی که شنا بلده، غرق میشه، اونی که شنا بلد نیست توی دریا نمی ره!

thin-seperator.png

در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای ناهار آماده سازد. زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد دید همان کیسه طلا که پنهان کرده بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن بسم الله مجددا در مکان اول خود گذاشت.
شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را طلب کرد. زن مومنه فورا با گفتن بسم الله از جای برخاست و کیسه زر را آورد.
شوهرش خیلی تعجب کرد و از ماجرای خود گفت و سوال کرد که آن کیسه را چگونه مجددا به دست آورده است؟
زن هم توضیح داد که در شکم ماهی بوده است. اما این هشداری به مرد بود که از رفتار خود پشیمان گشت و شکر الهی را به جا آورد و از جمله مومنین گردید.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد
دعوت به عضویت در کانال تلگرام برای خواندن شعرهای زیبا و عاشقانه، در کانال تلگرام "ادبستان شعر عاشقانه" عضو شوید.
هر صبح، چند بیت شعر عاشقانه؛ همراه با عکس و تابلوهای نقاشی نفیس.

جهت مشاهده کانال روی لینک زیر کلیک کنید:

کانال تلگرام ادبستان شعر عاشقانه


یا در تلگرام آدرس زیر را جستجو نمایید:

@adabestan_shere_asheghaneh

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨۴١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
دزدی کفش های مردی که خود را به خواب زده بود
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی