عکس سیاه و سفید از اولین دفتر تلگرافخانه در ایران. در تصویر چند مرد که کاغذهایی در دست دارند ایستاده اند تا نوبت ارسال و فرستادن تلگراف آنها برسد

داستان شماره ۵۵٨ : داستان ریشه ضرب المثل حرف مفت زدن

داستان شکل گیری یک مثل و اصطلاح و تاریخچه ایی از افتتاح اولین خط ارتباطی و تلگراف در ایران

اولین خط تلگراف در زمان ناصرالدین شاه قاجار و به سال 1274 هجری قمری بین قصر گلستان و باغ لاله زار کشیده شد و سپس ضمن قراردادی که با کمپانی های خارجی منعقد گردید این خطوط به ایالات و ولایات ایران نیز ادامه یافت و بین تهران و شهرهای مهم ایران ارتباطات تلگرافی برقرار گردید. روزی که تلگرافخانه در تهران افتتاح شد کسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود. مهمتر آنکه افراد بیسواد و خرافاتی که به وجود ارواح شیاطین(!) در سیمهای تلگراف معتقد بودند مردم را از مخابرات تلگرافی مطلقاً برحذر می داشتند. به همین جهات و با وجود تشویق دولت که مطالب مهم و فوری را مصلحت آن است که به وسیله تلگراف انجام دهند، مردم زیر بار نمی رفتند و این موضوع را بیشتر به مزاح و شوخی تلقی می کردند.
وزیر تلگراف وقت مرحوم علیقلی خان مخبرالدوله چون از تشویق و تبلیغ پیرامون مخابرات تلگرافی طرفی نبست تدبیری به خاطرش رسید و با اجازه شاه مدتی را به مردم اجازه داد که مجانی با دوستان یا طرف خود که در شهرهای اصفهان یا شیراز و تبریز و نقاط دیگر بودند صحبت کنند (از طریق پیام تلگراف). چیزی بپرسند و جواب بخواهند تا مردم یقین کنند که تلگراف شعبده بازی نیست.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

زندگی همچون بادکنکی است در دستان یک کودک،
مگذار ترس از ترکیدن آن، لذت داشتنش را از بین ببرد.

thin-seperator.png

چون مفت و رایگان شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی که دیدند پیام هایشان به مقصد می رسد هجوم بیشتر شد. هرکس هر چه در دل داشت از سلام، تعارف و احوالپرسی و گله، گلایه، شوخی و جدی بر صفحه کاغذ آورده به طرف مخاطب مخابره نمود، زیرا حرف مفت بود و فطرت آدمی به سوی هر چه که مفت باشد گرایش پیدا می کند.
چون چندی بدین منوال گذشت و مقصود دولت در جلب تلگرافی حاصل گردید مخبرالدوله در پاسخ متصدیان تلگرافخانه ها که از مراجعات متقاضیان و طومارهای سلام و تعارف و احوالپرسی آنان برای مخابره به ستوه آمده بودند، دستور دادند این جمله را بر روی صفحه کاغذی بنویسند و بر بالای در ورودی تلگراف خانه الصاق نمایند: به فرموده شاه از امروز حرف مفت زدن ممنوع
پیداست برای آنهایی که به حرف مفت عادت کرده بودند به هیچ وجه قابل قبول نبود که متصدیان مربوط به آنها بگویند حرف مفت نزن و حرف مفت نگو. زیرا حرف قیمت دارد و بی تامل نباید به گفتار دم زد و به همین جهت از آن روز به بعد کلمه حرف مفت در اذهان مردم جزء کلمات ناخوشایند تلقی گردید و افرادی را که بدون تامل و اندیشه و غالبا به منظور تحقیر و توهین مطلبی اظهار کنند با عبارت حرف مفت نزن، یا حرف مفت نگو متقابلاً پاسخ می گویند و اصطلاح حرف مفت زدن از آن زمان به یادگار مانده است.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد
دعوت به عضویت در کانال تلگرام برای خواندن شعرهای زیبا و عاشقانه، در کانال تلگرام "ادبستان شعر عاشقانه" عضو شوید.
هر صبح، چند بیت شعر عاشقانه؛ همراه با عکس و تابلوهای نقاشی نفیس.

جهت مشاهده کانال روی لینک زیر کلیک کنید:

کانال تلگرام ادبستان شعر عاشقانه


یا در تلگرام آدرس زیر را جستجو نمایید:

@adabestan_shere_asheghaneh

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨۴١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : جمعه ۱۴۰۳/۰۳/۲۵
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
رویای صادقه علما: داستان سید جواد کربلایی و پیرمرد سنی مذهب
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی