عکس نقاشی یک کشتی بادبانی چوبی با دو بادبان برافراشته که در دریا در حال حرکت است. رنگ بدنه کشتی به رنگ چوب و قهوه ایی است. پاروهایی چوبی نیز از کناره های کشتی به بیرون  از آن دیده می شود. در زمینه تصویر نیز ساحل و درختان کنار ساحل دیده می شوند

داستان شماره ٨۶٩ : داستان ضرب المثل بادآورده را باد می برد، جنگ خسرو پرویز با پادشاه روم

داستان ضرب المثل (زبانزد) بادآورده را باد می برد که مربوط به دوران جنگ ایران با رومیان است

در زمان سلطنت خسرو پرویز بین ایران و روم جنگ در گرفت و در این جنگ ایرانی ها پیروز شدند و قسطنطنیه که پایتخت روم بود به محاصره ایران در آمد و سقوط آن نزدیک شد. این ایام مقارن با زمانی بود که هرقل (هراکلیوس) به پادشاهی روم رسید. هرقل چون پایتخت را در خطر دید، دستور داد که خزائن و جواهرت روم را در چهار کشتی بزرگ بار نهادند تا از راه دریا به اسکندریه منتقل سازند، تا چنانچه پایتخت سقوط کرد، گنجینه روم بدست ایرانیان نیافتد.
ولی کشتی ها هنوز مقداری در مدیترانه نرفته بودند که ناگهان باد مخالف وزید و چون کشتی ها در آن زمان با باد حرکت می کردند، هرچه کشتی بانان تلاش کردند نتوانستند کشتی ها را به سمت اسکندریه حرکت دهند و کشتی ها به سمت ساحل شرقی مدیترانه که در تصرف ایرانیان بود در آمد. ایرانیان خوشحال از دریافت این گنج ناخواسته و بادآورده، کشتی ها را تصرف کرده و خزائن را به تیسفون؛ پایتخت ساسانی فرستادند.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

هرچه قدر هم که به صحت گفته خود اطمینان دارید، قبل از اینکه حرفی بزنید، خوب فکر کنید. اگر احساس می کنید هیچ نقطه مشترکی از نظر فکری با نفر مقابل خود ندارید، باز هم در نهایت ادب و متانت تعامل کنید.

thin-seperator.png

خسرو پرویز شادمان شد و چون این گنج در اثر تغییر مسیر باد به دست ایرانیان افتاده بود، آن را «گنج باد آورده» نام نهاد. از آن روز به بعد هرگاه ثروت و مالی بدون زحمت نصیب کسی شود، آن را بادآورده می گویند.
بعدا در سال 628 میلادی هرقل [هراکلیوس]، تیسفون را غارت کرد* که اتفاقا همه از این گنج باد آورده بوده و از آن تاریخ، عبارت «باد آورده را باد می برد» به ضرب المثل تبدیل گردیده است.**

در واقع این ضرب المثل ناشی از این اصل بنیادین زندگانی بشر است که اصول زندگی انسان بر پایه تعادل و عدالت بنا شده است. برای حفظ ثروت، باید آن را از راه درست کسب کرد. پولی که با تلاش و زحمت به دست آید (پول حلال) ارزشمند و پایدار خواهد بود، اما ثروتی که از راه های ناعادلانه حاصل شود، بی دوام است. هر کس باید مراقب باشد که مسیرش در زندگی بر اساس اخلاق و صداقت باشد، زیرا آنچه که با فریب و نادرستی به دست آید، سرانجام قطعا از دست خواهد رفت.
------------
پی نوشت:
* هراکلیوس با کمک اعانه مردم و خزائن کلیساها، توانست سپاهی را مجهز و جمع آوری کرده و به طرف ایران لشکر کشی کند. خسرو پرویز با قشونی به جنگ او شتافت ولی به دلیل کم بودن کشتی های جنگی مجهز، هراکلیوس فاتح شد.

** در باره این ضرب المثل روایتی نیز از امام صادق عليه السلام نقل شده است:
 لمّا دخَلَ علَيهِ قَومٌ مِن أهلِ خُراسانَ فقالَ ابتِداءً: مَن جَمَعَ مالاً مِن مَهاوِشَ أذهَبَهُ اللّه ُ في نَهابِرَ، فقالوا: جُعِلنا فِداكَ، لا نَفهَمُ هذا الكلامَ، فقالَ عليه السلام: «از باد آيد به دَم بشود».
ترجمه:
چون عده اى از مردم خراسان خدمت آن حضرت رسيدند، بى مقدمه فرمود: هر كس مالى را از «مهاوش» [غیرمشروع] به دست آورد، خداوند آن را در «نهابر» [محل هلاک] از بين ببرد. عرض كردند: فدايت شويم، اين جمله را نمى فهميم. حضرت [به فارسى] فرمود: «از باد آيد به دَم بشود» (مالی که از راه غیر مشروع به دست آمده با کوچکترین جا به جایی هوا، از بین می رود. احتمالا همین ضرب المثل: باد آورده را باد می برد؛ به لهجه خراسانی آن موقع است)

*****
مطلب زیر بعدا به داستان افزوده شده است:

برخی مفهوم باد آورده را عام و کلی تر می دانند. آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه 6 سوره هود  مطلب جامع تری در مورد بادآورده بیان می کند که ذکر آن خالی از لطف نیست:

(آیه مذکور به این شرح است: وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الأرْضِ إِلّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ- ترجمه: هیچ جنبنده اى در زمین نیست مگر این که روزى او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مى داند، همه اینها در کتاب آشکارى ثبت است [در لوح محفوظ، در کتاب علم خدا])

تفسیر ایشان به این شرح است:

روزىِ هر کس مقدّر و ثابت است، ولى در عین حال مشروط به تلاش و کوشش مى باشد، و هر گاه این شرط حاصل نشود، مشروط نیز از میان خواهد رفت. البته، نمى توان انکار کرد که بعضى از روزى ها؛ چه انسان به دنبال آن برود، یا نرود؛ به سراغ او مى آیند:
آیا مى توان انکار کرد که، نور آفتاب بدون تلاش ما به خانه ما مى تابد؟!
و یا باران و هوا بدون کوشش و فعالیت به سراغ ما مى شتابند؟!
آیا مى توان انکار کرد که عقل و هوش، و استعدادى که از روز نخست در وجود ما ذخیره شده، به تلاش ما نبوده است!؟
ولى، این گونه مواهبِ به اصطلاح باد آورده، و یا به تعبیر صحیح تر مواهبى که بدون تلاش، به لطف خدا، به ما رسیده، اگر با تلاش و کوشش خود از آن به طور صحیحى نگهدارى نکنیم، آنها نیز از دست ما خواهد رفت، و یا بى اثر مى ماند.
حدیث معروفى که از حضرت على (علیه السلام) نقل شده که فرمود: وَ اعْلَمْ یا بُنَیَّ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُک: «بدان فرزندم، روزى دو گونه است، یک نوع آن، همان روزى هائى است که تو باید به جستجویش برخیزى، و گونه دیگرش، روزى هائى است که آن در جستجوى تو است و به سراغ تو مى آید» نیز اشاره به همین حقیقت است.
این را نیز نمى توان انکار کرد که، در پاره اى از موارد انسان به دنبال چیزى نمى رود، ولى بر اثر یک سلسله تصادف ها، موهبتى نصیب او مى شود، این حوادث گر چه در نظر ما تصادف است، اما در واقع و از نظر سازمان آفرینش حسابى در آن مى باشد.
بدون شک، حساب این گونه روزى ها از روزى هائى که در پرتو تلاش و کوشش به دست مى آیند جدا است، و حدیث بالا ممکن است اشاره به اینها نیز باشد.
ولى به هر حال، نکته اساسى این است که: تمام تعلیمات اسلامى به ما مى گوید: براى تأمین زندگى بهتر چه مادى و چه معنوى، باید تلاش بیشتر کرد، و فرار از کار، به گمان مقسوم بودن روزى، غلط است.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٢٨ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
احساس خفگی در نیمه شب و شکستن شیشه پنجره از فلورانس اسکاول شین
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی