عکس بچه های کلاس اول ابتدایی دبستان در زمانهای قدیم دهه 1350 شمسی. در تصویر بچه ها با لباس فرم یکدست سرمه ایی رنگ و یقه سفید و سرهای تراشیده و کچل روی نیمکتهای چوبی کلاس نشسته اند

داستان شماره ٩٣٧ : داستان اخراج بچه های کچل از مدرسه

خاطره جالب که می گوید وقتی نمی توان به نابسامانی خاتمه داد، بهتر است بسامان ها را از محیط خطر دور کنیم

من در کلاس سوم دبستان که درس می خواندم بچه بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم. یک روز مدیر مدرسه، من و سه، چهار دانش آموز دیگر را که مثل من شیک و تر و تمیز بودند، صدا کرد و پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد!
شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم. فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید؟
مدیر گفت: چون بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند، از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم، مبتلا به کچلی نشوند، هر بچه کچلی را که در مدرسه هست؛ اخراج کنیم.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

اگر نمی توانید پرواز کنید، بدوید. اگر نمی توانید بدوید، راه بروید. اگر نمی توانید راه بروید، سینه خیز بروید. هر کاری که انجام می دهید باید رو به جلو باشید.

thin-seperator.png

پدرم به مدیر گفت: اما پسر من که کچل نیست!
مدیر مدرسه گفت: بله... من هم می دانم که پسر شما کچل نیست، اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم؛ باید درِ مدرسه را می بستیم! این بود که چهار... پنج بچه ای را که کچل نبودند، اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود!
نویسنده: ایرج پزشکزاد

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩٧١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۶
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
مکالمه شوهر روستایی با تلفن بیمارستان برای همسر مریض
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی