عکس نقاشی حضرت یونس پیامبر در شکم ماهی نهنگ (وال) تصویری از قصه پیامبران و حضرت یونس

داستان شماره ٢٨٧ : داستان حضرت یونس و ماهی و ذکر یونسیه

داستان پندآموز حضرت یونس پیامبر و قومش که بعد از خروج پیامبر، آنها توبه کردند و عذاب نیامد

یکی از داستان های عجیب در زندگی پیامبران، قصه حضرت یونس(ع) است که پندهای فراوانی در آن وجود دارد. حضرت یونس(ع) از پیامبران قوم بنی اسراییل است و بعضی او را از نوادگان حضرت ابراهیم(ع) دانسته اند. این پیامبر الهی حدود 825 سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین نینوا نزدیک شهر موصل؛ در عراق کنونی؛ ظهور کرد.
مردم نینوا بت پرست بودند و در همه ابعاد زندگی خود در میان فساد و تباهی غوطه می خوردند. یونس(ع) قوم خود را 33 سال به خدا پرستی و ترک گناه دعوت کرد، اما در این سال ها فقط دو نفر به او ایمان آوردند! وقتی یونس(ع) از هدایت قوم خود مایوس شد، شکایت نزد خدا برد و از درگاه خدا برای قوم خود تقاضای عذاب کرد و آنها را نفرین نمود و در این راستا بسیار اصرار ورزید تا خداوند به پیامبرش وحی کرد: عذابم را بر قوم تو می فرستم.
پس از اتفاقات مختلف، یونس(ع) از نینوا خارج شد و به راه خود ادامه داد تا به کنار دریا رسید. در آنجا منتظر ماند تا یک کشتی مسافربری رسید و یونس(ع) سوار کشتی شد. در اواسط راه، یک ماهی بسیار بزرگ (نهنگ)، سر راه کشتی را گرفت، در حالی که دهان باز می کرد و گویی غذا می طلبد. سرنشینان کشتی گفتند گویا گنهکاری در میان ماست که باید طعمه ماهی گردد!
بین سرنشینان قرعه انداختند قرعه به نام یونس(ع) افتاد. حتی سه بار این کار را انجام دادند و هر سه بار نام یونس(ع) درآمد. سرانجام یونس(ع) را در دریا افکندند و آن ماهی غول آسا این پیامبر الهی را بلعید.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش می آید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپردازد.

thin-seperator.png

ماهی یونس(ع) را به دریا برد. چه مدتی در شکم ماهی بود، روایات متفاوتی وجود دارد و این موضوع به خوبی روشن نیست. ناگفته نماند داستان رفتن یونس(ع) در دل ماهی از معجزات الهی است و شاید توجیه علمی نداشته باشد؛ هرچند برخی، دلایل علمی نیز برای اثبات این اتفاق می آورند.
اما در این میان یونس(ع) از کار خود پشیمان گشت و مداوم در دل ماهی با خدا راز و نیاز می کرد و توبه کنان خدا را صدا می زد. در نهایت خدا توبه او را پذیرفت و ماهی او را کنار ساحل از دل خود خارج کرد.

اما از قوم حضرت یونس (ع) بشنوید:
وقتی حضرت یونس(ع) از شهر خارج شد یکی از یارانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند، آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند از ترس عذاب توبه و ناله کردند تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند.[2]
داستان حضرت یونس(ع) یکی از قصه هایی است که در قرآن آمده است. ذکر و دعایی که حضرت یونس در شکم ماهی خواند به ذکر یونسیه مشهور است و در قرآن نیز این دعا آمده است. مشهور است که هر کسی غم و گرفتاری برایش پیش آمد این دعا را بخواند رفع گرفتاری شده و برایش گشایش حاصل می شود[1]. ذکر یونسیه به این شرح است[3]:

لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
معنی : (خداوندا) جز تو معبودی نیست پاک و منزه هستی تو و من از ستمکاران بودم.
-----------------
پی نوشت:
1) از سید عبدالکریم رضوی کشمیری نقل شده که بهترین کار برای سالک، سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود. وی بعد از هر نماز، ۴۰ بار ذکر یونسیه در سجده به مدت یک اربعین (۴۰ روز) را برای قضای حوائج توصیه می کرد.

3) حضرت یونس(ع) به قوم خود گفته بود که عذاب الهی در روز چهارشنبه نیمه ماه شوال بعد از طلوع خورشید نازل می شود، ولی قوم، او را دروغگو خواندند و او را از خود راندند و او نیز همراه عابد (تنوخا) از شهر بیرون رفت، ولی روبیل که عالمی حکیم از خاندان نبوت بود در میان قوم باقی ماند. هنگامی که ماه شوال فرا رسید، روبیل بالای کوه رفت و با صدای بلند به مردم اطلاع داد و فریاد زد: ای مردم! موعد عذاب نزدیک شد، من نسبت به شما مهربان و دلسوز هستم، اکنون تا فرصت دارید استغفار و توبه کنید تا خداوند عذابش را از سر شما برطرف کند.
مردم تحت تاثیر سخنان روبیل قرار گرفته و نزد او رفتند و گفتند: ما می دانیم که تو فردی حکیم و دلسوز هستی، به نظر تو اکنون ما چه کار کنیم تا مشمول عذاب نگردیم؟
روبیل گفت: کودکان را همراه مادرانشان، به بیابان آورید و آنها را از همدیگر جدا سازید، و همچنین حیوانات را بیاورید و بچه هایشان را از آنها جدا کنید، و هنگامی که طوفان زرد را از جانب مشرق دیدید، همه شما از کوچک و بزرگ، صدا به گریه و زاری بلند کنید و با التماس و تضرّع، توبه نمایید و از خدا بخواهید تا شما را مشمول رحمتش قرار دهد.
همۀ قوم، سخن روبیل را پذیرفتند. هنگام بروز نشانه های عذاب، همه آنها صدا به گریه و زاری و تضرّع بلند کردند و از درگاه خدا طلب عفو نمودند. ناگاه دیدند هنگام طلوع خورشید، طوفان زرد و تاریک و بسیار تندی وزیدن گرفت، ناله و شیون و استغاثه انسانها و حیوانات و کودکانشان از کوچک و بزرگ برخاست و انسانها حقیقتاً توبه کردند.
روبیل نیز شیون آنها را می شنید و دعا می کرد که خداوند عذاب را از آنها دور سازد. خداوند توبه آنها را پذیرفت و به اسرافیل فرمان داد که طوفان عذاب آنها را به کوههای اطراف وارد سازد. وقتی مردم دیدند عذاب از سر آنها برطرف گردید به شکر و حمد خدا پرداختند.
 روز پنجشنبه حضرت یونس و عابد، جریان رفع عذاب را دریافتند، حضرت یونس به سوی دریا رفت و از نینوا دور شد و سرانجام سوار بر کشتی شده و در آن جا ماهی بزرگ او را بلعید. و تنوخا (عابد) به شهر بازگشت و نزد روبیل آمد و گفت: من فکر می کردم به خاطر زهد بر تو برتری دارم، اکنون دریافتم که علم همراه تقوا، بهتر از زهد و عبادت بدون علم است. از آن پس عابد و عالم رفیق شدند و بین قوم خود ماندند و آنها را ارشاد نمودند.

3) آیه های 87 و 88 سوره انبیاء که در رکعت اول نماز غفلیه خوانده می شود (ذکر یونسیه در آیه 87 قرار دارد):
«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیهِ فَنَادَی فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَک إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ»

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین(ع) و یارانش تسلیت باد

زیارت عاشورا


سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی
به همراه پندهای آموزنده زیبا و کوتاه

هم اکنون ٩۵۴ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : جمعه ۱۴۰۵/۰۵/۱۶
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان ضرب المثل ارزن عثمانی، خروس ایرانی
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی