ضرب المثل بوق سگ و سگ بازاری از کجا آمده است و ریشه آن چیست؟

داستان شماره ٨١ : ضرب المثل بوق سگ و سگ بازاری از کجا آمده است و ریشه آن چیست؟

داستان جالب از یک ضرب المثل که زیاد کاربرد دارد و بررسی ریشه آن

بوق سگ یکی از اصطلاحاتی است که تقریباً دیگر کسی ریشه و منشاء آن را به یاد ندارد. بوق سگ از اصطلاحات بازاری است و منظور از به کار بردن آن، تا دیر وقت کار کردن می باشد. مثلاً گفته می شود: تا بوق سگ کار می کنم و فلان و بهمان یا بچه که نباید تا بوق سگ بیرون از خونه باشه که!
در همه این جملات بوق سگ دلالت بر مفهوم دیر وقتی و زمان طولانی از حد بیرون دارد. و اما ریشه آن:
می دانید که بازار در ایران از جایگاه خاصی برخوردار بوده و است . بازارهای ایرانی که خاص فرهنگ ایران است معمولاً شامل دو محور اصلی عمود بر هم بود که در وسط به هم رسیده و چهارسوق اصلی یا بزرگ را می ساختند. بازار بسته به بزرگی و کوچکی اش و تعداد بازاریانِ شاغل در آن می توانست چندین چهارسوق فرعی و کوچک نیز داشته باشد.
اما ورودی و خروجی این بازارها منحصراً از دو سر محورهای اصلی بود. با این تعریف بازارهای سنتی ایرانی دارای چهار مدخل می شود که در دو انتهای دو محور اصلی واقع بوده که با درهای بزرگ چوبی بسته می شد.
حفاظت از این بازارها البته کاری مهم و درخور توجه بود. اگرچه هر حجره با دری چوبی بسته می شد، اما این درها از امنیت مطلوبی برخوردار نبوده و به راحتی می توانستند شکسته شوند. از این رو امنیت بازار وابسته به درهای اصلی و نگهبان بازار بود. این نگهبانان از سر شب (دم اذان مغرب) تا دم صبح (بعد از اذان صبح) موظف به پاسداری از بازار بوده و مرتباً در طول بازار در حال گشت زنی بودند.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

ما همه در پشت نقاب بزرگسالی خود، کودکی داریم نیازمند عاطفه، گذشت، عشق و هراسیده از تنهایی

thin-seperator.png

اما از آنجا که بازار بزرگ بوده و امکان بازبینی همه جای آن غیرممکن بود، نگهبانان، سگانی درنده و گیرنده داشتند که به سگ بازاری موسوم بودند. این سگان غیر از مربی خود هر جنبده ای را مورد هجمه قرار داده و پاچه می گرفتند. از این رو با نزدیک شدن مغرب و بسته شدن درهای بازار و طبعاً رها شدن سگهای بازاری، نگهبانان در بوقی بزرگ که؛ از شاخ قوچ ساخته می شد و صدایی پرطنین و گسترده داشت؛ می دمیدند که یعنی در حال باز کردن سگان و رها کردنشان در بازار هستیم، زودتر حجره ها را تعطیل کرده و از بازار خارج شوید. به این بوق که سه بار با فاصله زمانی مشخصی نواخته می شود بوق سگ می گفتند.
این بود که مشتری آخر شب نیز جونش پای خودش بود! یعنی اگر با شنیدن بوق سگ از بازار خارج نمی شد، هر آن ممکن بود مورد هجوم سگان درنده بازاری قرار بگیرد. حال هرگاه کسی تا دیروقت به کار مشغول باشد و یا دیر به خانه برگردد می گویند تا بوق سگ کار کرده یا بیرون از خانه بوده است.
همچنین افرادی را که زود عصبی شده و پیش از پرس و جو و کشف حقیقت به پرخاش می پردازند را سگ بازاری می گویند که قدرت تشخیص دزد از بازاری را نداشته و بی علت پاچه افراد را می گرفتند.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد
دعوت به عضویت در کانال تلگرام برای خواندن شعرهای زیبا و عاشقانه، در کانال تلگرام "ادبستان شعر عاشقانه" عضو شوید.
هر صبح، چند بیت شعر عاشقانه؛ همراه با عکس و تابلوهای نقاشی نفیس.

جهت مشاهده کانال روی لینک زیر کلیک کنید:

کانال تلگرام ادبستان شعر عاشقانه


یا در تلگرام آدرس زیر را جستجو نمایید:

@adabestan_shere_asheghaneh

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین(ع) و یارانش تسلیت باد


سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨۴۴ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۳۱
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
نجات دلقک دربار فرعون از عذاب‏ و غرق شدن
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی