عکس قلعه شوشی، شوشه، شوش، شوشا یا قلعه شیشه ایی در شهر شوشی که الان در منطقه مورد مناقشه ناگورنو قره باغ محل اختلاف بین آذربایجان و ارمنستان در قفقاز جنوبی است. در تصویر دورنمای قلعه، درختان سرسبز و فضای اطراف دیده می شوند

داستان شماره ٧٢۶ : گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

داستان جالب یک واقعه تاریخی از جنگ های آقامحمدخان قاجار و شعری که معروف و مثل شده است

گر نگهدار من آن است که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
واقعه ای تاریخی که این شعر را به صورت ضرب المثل درآورده است:
سال 1211 هجری بود که به آقامحمدخان قاجار خبر رسید کاترین ملکه روسیه سپاهی بیکران به جانب ایران گسیل داشته است و گرجستان، دربند، باکو، گنجه و طالش (تالش) در معرض خطر قرار گرفته است.
آقا محمدخان سریعاً به سوی گرجستان حرکت کرد ولی در همان اوقات کاترین فوت شد و جانشین او پل امر به مراجعت لشکریان کرد. اما آقا محمدخان تصمیم به تسخیر قلعه شوشی گرفت زیرا که ابراهیم خلیل خان رییس ایل جوانشیر و حاکم قلعه شوشی سر مخالفت داشت و به هیچ وجه حاضر به اطاعت و تمکین نبود.

thin-seperator.png
یک متن کوتاه پندآموز به انتخاب سامانه برای شما

راز تغییر کردن در این است که تمام انرژی خود را بر روی ساختن عادات جدید متمرکز کنید، نه روی جنگیدن با عادات قدیمی

thin-seperator.png

توضیحاً یادآور می شود که به این قلعه، قلعه شیشه هم می گفتند و در کتب تاریخی با هر دو اسم معروف و مشهور است. سرسلسله قاجار قلعه شوشی یا شیشه را در محاصره گرفت و برای آنکه از خونریزی و کشتار جلوگیری شود این شعر را برای ابراهیم خلیل خان حاکم قلعه فرستاد:
زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد
تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار؟
که منظور از آبگینه حصار، همان قلعه شیشه یا شوشی است. ابراهیم خلیل خان که سر تسلیم و اطاعت نداشت این شعر را که منسوب به خیرانی است در پاسخ آقا محمدخان فرستاد :
گر نگهدار من آنست که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
که البته در این بیت مقصود ابراهیم خلیل خان از شیشه همان قلعه شیشه یا شوشی بوده است.

اگر این داستان را پسندید، روی علامت قلب کلیک کنید تا در لیست داستانهای محبوب قرار گیرد
دعوت به عضویت در کانال تلگرام برای خواندن شعرهای زیبا و عاشقانه، در کانال تلگرام "ادبستان شعر عاشقانه" عضو شوید.
هر صبح، چند بیت شعر عاشقانه؛ همراه با عکس و تابلوهای نقاشی نفیس.

جهت مشاهده کانال روی لینک زیر کلیک کنید:

کانال تلگرام ادبستان شعر عاشقانه


یا در تلگرام آدرس زیر را جستجو نمایید:

@adabestan_shere_asheghaneh

نقل مطالب و داستانها با ذکر نام سایت پندآموز ، رعایت اخلاق و امانتداری است


نظر و دیدگاه خود را در رابطه با این داستان بنویسید:

نظرات و دیدگاه های خوانندگان در صورت تایید، نشان داده خواهند شد.
نشانی ایمیل و تلفن همراه شما منتشر نخواهد شد. با درج ایمیل، گراواتار شما (در صورت وجود) نشان داده خواهد شد.

captcha




نظرات و دیدگاه های خوانندگان:

در باره این داستان هیچ نظر و دیدگاه تایید شده، وجود ندارد.

سایت پند آموز سرشار از داستانهای کوتاه پندآموز و حکیمانه، قصه ها و حکایتهای جذاب خواندنی

هم اکنون ٨۴١ داستان کوتاه در سایت پندآموز انتشار یافته و در دسترس خوانندگان قرار دارد.

تاریخ امروز : چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
یک داستان تصادفی به انتخاب سیستم:
داستان صندلی در کلاس فلسفه
جستجو در عناوین داستانها و کلمات کلیدی